★★★ستاره★★★
در تمام مسیر طولانی که خود را همراه آن کرده بودم تسلیم دوست داشتنهایم شدم و هزاران بار بغض خود را در گلوی خود حبس کردم تو در دلم جوانه زدی و زیستی اما به خواست من ,و حال من به این زیستن خاتمه میدهم دل گمراهم بوی عطر عشق تو را ناخواسته و ندانسته به سوی من آورد فکر میکردم در پاییز هم می توان جوانه زد اما این بار ساقه های محبت در دل من خشک و سیاه شدند قلب عاشقانه ام را چه بی رحمانه سوزاندی لحظه های سبز و شیرین مرا چه ناعادلانه به سیاهی و تلخی کشاندی همیشه بر آن بودم که از عشق زیبایم برای همگان بخونم و فریاد برآرم که چگونه عاشق دوست داشتنت بودم اما هرگز این خروش عشق را در دل من باور نداشتی حالا دیگر شرمگین این دل خود شدم.... براستی چرا تورا ساختم ؟؟؟؟ چرا تورا ساختم ؟ چرا ترانه های عاشقی را برای تو سرودم؟ حال دیگر عشق من خفته است, دستانم دیگر آغوش گرمت را طلب نمی کنند وای بر من که چگونه در حسرت دوست داشتنت سوختم وای بر من که چگونه شب و روزم را آلوده ی تو کردمدیگر نمی مانم,می روم ,میروم و آن کلبه عاشقی و آن غروب پاییزی را با تمام زیبائیهایش به تو می سپارم پس رهایش نکن
دیار
یادته روز اول بهت گفتم میخوام با یه دروغ بزرگ حرفامو شروع کنم؟ تو اخم کردی ، گفتم : دوستت نداااااارم! بعد هردو تامون زدیم زیر خنده … اما دیروز گفتی که میخوای با یه دروغ بزرگ خداحافظی کنی و بعد فریاد زدی : دوستت دارم!! هر دومون بغض کردیم و تو رفتی برای همیشه.
دیار
چوپان قصه ی ما دروغگو نبود ، او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سرمیداد ، افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد و در پی گرگ بودند و در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست.
nasim
سکوت حقیقت است فریاد است سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و ببین که این بغض بی صدای من اعتراف به عشق همیشگی توست
★★★ستاره★★★
این قلم جزتودیگه چیزی نمینویسه/این قلب جزتودیگه عشقی نمیپذیره/این نفس باهردم وبازدم تروفریادمیزنه/این چشمهاجزبرای بواشک نمیریزه/باهرسکوت وهرقطره اشک هزاربارفریادت میزنم/صدای قلب خسته م روبشنوامانزاراشکی بچکه ازچشمای تو/که من باهرقطره اشک توهزاربارمیشکنم
★★★ستاره★★★
برای شکستن من یه اخم کافیه، نیازی به فریادت نیست.. واسه اشک ریختنم سکوت توکافیه، نیازی به قهر نیست.. برای مردنم حرف رفتنت کافیه، نیازی به انجامش نیست...
((تمام دلشکسته ها))cloob.me/baby
تنها این کوه است که اگر به او بگویی دوستت دارم او نیز بلند فریاد می زند: دوستت دارم دارم دارم . .
nasim
چند وقتیست هر چه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم ... نگاهم اما ... گاهی حرف می زند ... .........گاهی فریاد می کشد و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید
((تمام دلشکسته ها))cloob.me/baby
حس میکنم روی صورتم دنیا چکه میکند
حس میکنم قطره قطره, نم نمک عاشقم میکنی
بارون که میبارد هوا تر میشود تا تو چشمک بزنی
بارون که میبارد باز با ترانه یا باز بی ترانه من عاشق تر گریه میکنم و رو به آسمان فریاد میزنم
دوستت دارم
.
((تمام دلشکسته ها))cloob.me/baby
چه سنگین گذشت عصر بارانی ام گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند .
((تمام دلشکسته ها))cloob.me/baby
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم: من تنها نیستم , تنها منتظرم
shiva
برای شکستن من یه اخم کافیه… نیازی به فریادت نیست، واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه… نیازی به قهر نیست، برای مردنم حرف رفتنت کافیه… نیازی به انجامش نیست..
shiva
مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مردی نامرئی در آسمانها زندگی می كند
كه تمام رفتارهای تو را زیر نظر دارد، لحظه به لحظه آن را.
و این مرد نامرئی لیستی دارد از تمام كارهایی كه تو نباید آنها را انجام دهی،
و اگر یكی از این كارها را انجام دهی،
او تو را به جایی می فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن
و شكنجه شدن و ناراحتی است و باید تا ابد در آنجا زندگی كنی،
رنج بكشی، بسوزی و فریاد و ناله كنی
... ولی او تو را دوست دارد !
" جورج كارلین"
فرزاد
از فریاد زدن در شهر کرها خسته شدم , اما بدتر از آن این است که بفهمی بیشترشان خودشان را به کری زده اند
★ ★ ★مهدی★ ★ ★
باور نمیکنم ....... خالق نظمـــِ دانه های انار زندگی مرا....... اینگونه بی نظم چیده باشد!
★ ★ ★مهدی★ ★ ★
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید ، هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید .. .من دارم او را ترک میكنم!!!
★ ★ ★مهدی★ ★ ★
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ... دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ... حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ... زخم داشت و ننالید... گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ... حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ... !!